على آقا نورى
79
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
رقبا و ابزارى براى گونهشناسى انشعابات درونى آنان ، تلقى كردهاند . « 1 » از درگيرىهاى فكرى و برخوردهاى تند و تيز بين فرقههاى بزرگ اسلامى كه بگذريم بيشتر و گاهى شديدتر از آن ، بين گروههاى داخلى و انشعابى هريك از فرقهها گزارش شده است . « 2 » از جمله اين درگيرىها را مىتوان در ميان گروههاى مختلف شيعى و يا منسوب به شيعه جستوجو كرد . در فصل ششم اين اثر به مواردى از آن اشاره خواهد شد . در مجموع و با مطالعه آثار فرقهشناسى به روشنى به دست مىآيد كه طرح القاب قدحآميزى چون رافضه ، ممطوره ، حماريه و نيز درشتنمايى اختلافات شيعه و ديگر اتهامات فرقهاى ابتدا و در موارد زيادى از سوى خود گروههاى داخلى شيعه دامن زده شد . 2 . عدم معيار و ضابطه روشن در گونهشناسى فرقهها عوامل پيش گفته اگرچه در فراهمسازى كاستى و آفت شناخت روشن فرقهها پرتأثير بود ، اما فراگير و دامنگستر نبود . آنچه از همه بيشتر و البتّه نه از سر عمد ، دچار گزارشگران دانش فرقهشناسى شده و اسباب سردرگمى پژوهشگران بعدى را نيز فراهم ساخته ، فقدان تعريف مشخص از اصطلاح و ماهيت فرقه و
--> ( 1 ) . نمونههايى از آن را نك : بغدادى ، ص 11 ، 25 ، 215 ؛ اسفراينى ، ص 25 ، 41 ، 111 ، حسنى رازى ، ص 164 ، 167 ؛ و نيز ترجمهء فرق الشيعة ، ص 62 ، 63 ؛ بررسى بيشتر مبحث تكفير مسلمانان و حكم آن و سيره سلف در اينباره را نك به : كتاب ، شاطلبى ، الاعتصام ، ص 454 به بعد ؛ آمدى ، ابكار الافكار ، ج 5 ، ص 96 به بعد ؛ ابن حزم ، همان ، ج 3 ، ص 247 به بعد . ( 2 ) . شايد تعجّببرانگيز و در آغاز ناپذيرفتنى باشد كه گويا در جريان درگيرىها و رقابتهاى گروهى ، هر چقدر كه مشتركات اين گروهها به همديگر نزديكتر بوده . تحمّل آنها نسبت به يكديگر كمتر و درگيرى و رويارويى آنان شديدتر بوده است . در اينجا قصد ارائه مصاديق تاريخى و نمونههاى زنده آن را نداريم و البته شايد به حكم دورى و دوستى بوده است كه اين روحيه و روش در جريانهاى سياسى جهان معاصر نيز به روشنى پيداست ؛ يك گروه يا جريان فكرى حاضر است با مخالفان و حتى دشمنان سرسختتر كنار بيايد ، امّا با گروههاى رقيب و البته هم كيش خود ذرهاى كوتاه نيايد .